1398/4/25 سه‌شنبه به همت بخش نابینایان برگزار شد، نشست کتاب خوان در کتابخانه دکتر شریعتی مشهد به همت بخش نابینایان نشست کتاب خوان با حضور 7 شرکت کننده نابینا در کتابخانه دکتر شریعتی مشهد برگزار شد.
به گزارش  روابط عمومی اداره کل کتابخانه های عمومی خراسان رضوی،نشست کتاب خوان کتابخانه عمومی دکتر شریعتی با همکاری اعضای نابینای کتابخانه برگزار شد.

کتابهای معرفی شده در این جلسه به شرح ذیل بود:

 "دالان بهشت" نویسنده: نازی صفوی/معرفی کننده :سیما رمضانی مال آباد(دانشجو،عضو کتابخانه)

این کتاب چالش های یک دختر جوان در زندگی مشترک ر به تصویر میکشد.

"کمی دیرتر" نویسنده:سید مهدی شجاعی /معرفی کننده :سیده مریم میرمجتبایی(دانشجو،عضو کتابخانه)

 این اثر که از چهار فصل زمستان، پاییز، تابستان و بهار تشکیل شده، نگاهی است متفاوت و نقادانه به فضای انتظار جامعه امروز. رمان با یک اتفاق شگفت و غریب آغاز میشود، جشن نیمه‌شعبان و مجلسی پرشور و بسیاری که فریاد «آقا بیا» سرداده‌اند… در این میان جوانی و فریادی که: «آقا نیا…» این شروع جذاب ما را با شخصیت‌هایی آشنا میکند .

"دائره المعارف موعودآخر زمان" نویسنده: مهدی فتحی  /معرفی کننده :سعید مصلحی(کارمند،عضو کتابخانه)

این کتاب حاوی مسایل و لغات درباره معرفی امام زمان (عج) و ظهور میباشد.

"چنین گفت زرتشت" نویسنده: فردریش نیچه /معرفی کننده جواد بلندی(کارمند، غیرعضو)

کتاب حاوی نظریاتی چون «ابرانسان «بازگشت جاودانه» به کامل‌ترین صورت و مثبت‌ترین معنی خود است. زرتشت پس از ده سال عزلت در کوه‌های آلپ احساس می‌کند که می‌خواهد شهد خرد خویش را به انسان‌ها بچشاند، پس به شهر فرود می‌آید؛ اما مردم به صدای برخاسته از الهام گوش نمی‌دهند، زیرا جز به کف زدن برای بندبازی‌های یک بندباز توجه ندارند و به سخنان او که آن‌ها را نمی‌فهمند می‌خندند.

" امانت عشق"نویسنده: فریده شجاعی /معرفی کننده:حمید محیب ازقندی(کارمند،غیرعضو)

کتاب دربرگیرنده داستان زندگی جوانان  ایرانی ست

"باز باران" نویسنده: مریم رضاپور/معرفی کننده:مجید حکیم(کارمند کتابخانه ،عضو)

هر وقت باران می‌گرفت این شعر به مغزش هجوم می آورد.و به سرعت پرتاب می‌شد به كوچه باغهای كودكیش؛ كوچه های باریك و پیچ در پیچ خیابان بهارستان؛ آن وقتها كه هنوز تهران پر بود از باغ و برگ چسبهای پیچیده به دیوارها و خانه های قدیمی. هر چند كه دوران عوض شده بود و در گوشه و كنار كوچه ها آپارتمان های 2 طبقه هم به ندرت خودنمائی می‌كردند.اما هنوز انگار همان بوی خاك و كاهگلی كه روی بعضی از دیوارباغها مانده بود به مشامش می‌رسید.



 
بيشتر
نسخه قابل چاپ
 
تعداد بازديد اين صفحه: 38